تبليغاتX

مستند فقر و فحشا مستندی جنجالی

اعتیاد

اعتیاد

مبارزه با اعتیاد

 

 

 هشدار براي خانمها

 

در بسياري از موارد ديده شده ، مردهاي معتاد براي اين كه زن مورد نظرشان آنها را ترك نكند با

 

روشهای بسيار زيركانه و پليد اقدام به معتاد كردن زن نموده اند تا زن نيز مبتلا شود و دليلي براي  

 

ترکشان نداشته باشد.

 

اين در مورد مردهاي زن دار ديده شده تا همسر شان طلاق نگيرد.

 

 حتي در مورد جوانهايي كه دوست دختر خود را معتاد كرده اند تا دختر به ازدواج با آنها تن دهد

 

نیز دیده شده است.

 

لذا خانمها اين زنگ خطر را جدي بگيرند و بسيار هوشيار و آگاه باشند و مطمئن باشند اين نوع ترس

 

برايشان سودمند خواهد بود.

 

مي خواستم روشهاي پليدي كه اين افراد بكار مي بندند را نيز عنوان كنم ولي دوستي گفت ممكن  

 

است بدآموزي داشته باشد و عده اي سوء استفاده كنند و در جهت منفي ياد بگيرند لذا فقط اكتفا

 

می کنم به دادن هشدار و تاكيد مي كنم كه اين موارد بسيار ديده شده است  .

 

خود را مصون از خطرات نپنداريد. هميشه خطر را در چند قدمي خود تصور كنيد تا گرفتار نشويد.

 

براي همه آرزوي موفقيت و سلامتي دارم.

 

+ نوشته شده در  87/04/23ساعت 11:53  توسط آرمان  | 

 

 

من دختري ساكن شهر كرد هستم  خانواده خيلي خوبي دارم والدينم آدمهاي خوب و آبرومندي هستند

 

و در بین اقوام و همشهريها احترام و منزلتي دارند.

 

من نيز از اين احترام و منزلت بي بهره نبودم. تا اين كه در دانشگاه تهران رشته مهندسي قبول شدم

 

وباهزار اميد و آرزو براي كسب موفقيت بيشتر راهي تهران اين شهر بي در و پيكر گرديدم.

 

با خود فكرمي كردم بايد ازاين فرصت نهايت استفاده را ببرم وسعي كنم خودم رااز آنچه هستم بالاتر

 

بكشم وهرچند جايگاه خانوادگي خوبي دارم ولي بايد بلند پرواز باشم سعي كنم از خانواده واطرافيانم

 

بهتر و بالاتر باشم.

 

البته انديشه ام نيك ومقبول بود ولي راهي را كه براي نيل به آن انتخاب كردم نادرست بود.

 

زيرابا توجه به خامي وجواني ام فكرمي كردم براي پيشرفت بايد با افرادبه قول امروزي ها با كلاس

 

معاشرت بيشترداشته باشم وبا آنها دوستي ومراوده كنم تا بتوانم آداب ورفتار با كلاسي راياد بگيرم 

 

که درآينده بيشتردرشان من باشد لذا درانتخاب دوستان خودبه جاي اين كه به خصوصيات اخلاقي

 

افراد توجه كنم به ظواهرفريبنده شان بيشترتوجه مي كردم وهمين باعث شددوستاني راانتخاب كنم  

 

که هدفشان از دانشگاه آمدن فقط تحصيل علم نبود بلكه بيشتر مي خواستند وقت گذراني كنند

 

و یا مدرکی بگیرند برای این که كلاسشان بالاتر رود.

 

معاشرت با اين افراد تاثيرات منفي زيادي در رفتار من داشت  من براي اين كه از قا فله عقب نمانم و

 

دوستانم مرا عقب مانده و شهرستاني و از اين قبيل القاب فرض نكنند هر روز سعي مي كردم بيشتر 

 

شبیه آنها شوم.

 

دراين راستا با شركت درميهمانيها وپارتي ها سعی در همانند سازی با آنها داشتم و در همین

 

 تجمع ها بود كه سيگارومشروب راهم امتحان كردم وكم كم براي داشتن ژست هاي تازه به دوران

 

رسیده ها سيگار كشيدن را افتخار پنداشتم و بدين ترتيب راه مواد مخدر را به زندگي ام باز نمودم.

 

دقيقا درسال پنجم تحصيلم با پايان يافتن درسم واخذ مدرك مهندسي ام، اعتياد راهم با خود به شهرم 

 

به ارمغان بردم. متاسفانه اعتيادم باعث شد نه تنها هيچ كس به من افتخار نكند بلكه خودم نيزازخودم

 

بیزارباشم و هرگز نتوانم از آن مدركم و زحماتم نيز استفاده كنم .  نه تنها افتخار آفرين نشدم بلكه  

 

باعث سرشكستگي نيز گرديدم.

 

البته من هيچ كس را به جزخودم مقصرنمي دانم زيرادرهمان دوره كه من تحصيل كردم افراد موفق

 

زیادی هم بودند واين من بودم كه راه نادرست را انتخاب كردم.من ازامكانات وموقعيت هايي كه

 

داشتم استفاده صحيح نكردم واز تجربيات ديگران هم غافل شدم وهمين امر باعث بدبختي ام شد و 

 

امیدوارم تجربه تلخ من براي ديگران مفيد واقع شود.

 

البته من مدتي است كه دركلاسهاي ترك اعتياد شركت مي كنم واميدوارم بتوانم براين بيماري غلبه

 

کنم و ازهمه هموطنان دلسوز مي خواهم من وديگران را دعا كنندومن نيزآرزو مي كنم روزي

 

فرا برسد که جوانان ما ارزشهاي واقعي را بشناسند و هدفمند زندگي كنند.

 

 

 

من نيز براي اين دوست خوبمان آرزوي بهبودي دارم .اميدوارم جوانان ما جايگاه وشان ومنزلت 

 

حقیقی انسان و خودشان را دريابند و اگر به چنين درجه اي از انديشه صحيح برسند مطمئنا

 

هرگز بیراهه نخواهند رفت.

 

متاسفانه در بسياري ازموارد جوانان و نوجوانان اقراركرده اند براي اين كه تجمعي ازدوستان رااز 

 

دست ندهند مبتلا به اعتياد هاي گوناگون شده اند . اميدوارم همه جوانان ما مهارت نه گفتن و

 

اقرار به اشتباهات و فرار از اشتباهات را بياموزند و به كار گيرند.

 

+ نوشته شده در  87/03/28ساعت 23:56  توسط آرمان  | 

 

درختركي همراه پدر پيرش در كوهستانها گياهان دارويي را جمع آوري مي كرد بدين منظور دخترك

 

مي بايست ازفرازونشيب هاي سخت بالاوپايين رودتا بتوانند گياهان دارويي رابدست آورند وبراي اين

 

كار دخترك ريسماني به كمر خود مي بست و پدر سر ديگر آن را در دست مي گرفت تا دختر بتواند از

 

سرازيري هاي تند بالاوپايين رودوقتي ازدخترك پرسيدند چطورجرئت مي كني ازاين صخره ها عبور

 

کنی گفت من مطمئن هستم پدرم سر ريسمان را محكم در دست دارد و هميشه مراقب من است لذا از

 

 هیچ چیزنمي ترسم.

 

 

 

اين حكايت را يكي از دوستاني كه در جلسات معتادان گمنام شركت مي كند و چندين سال است كه پاك

  

مانده برايم تعريف نمود. او مي گفت:

 

با شركت درجلسات كلاسهاي معتادان گمنام ياد گرفتم كه قدرتي مافوق من يعني خدايي وجود

 

 دارد که درهمه حال مراقب ومحافظ من است ومن ميتوانم هميشه با توكل به اوازآرامش خاطر

 

برخوردار باشم .

 

در حالي كه در گذشته شايد احساس خلاء مي كردم ونمي دانستم به چه كسي بايداميد داشته

 

داشته باشم و به همين دليل گرفتاراعتياد شدم ولي با شركت درجلسات ياد گرفتم كه اگر من نيز

 

چون دخترکی که ایمان داشت پدرش درهمه حال سرريسمان رامحكم دردست دارد وهميشه مراقبش

 

است من نیز ایمان داشته باشم که درهمه حال مي توانم به خداي خود اميد داشته باشم واوست كه

 

قادراست درهمه شرایط ازمن محافظت كند ومن مي توانم به اوتكيه كنم ديگرلازم نيست ازهيچ چيز

 

بترسم ویادلهره ای داشته باشم .و ديگر نيازي نيست كه احساس كمبود كنم و به واسطه كمبودهاي

 

خود به هرچیزی متوسل شوم .زیرا كمبودهاي من با نيروي ايمان به خدا برطرف مي شوند.

 

اومي گفت جوانان به دليل احساس كمبودهاي خودبراي نجات خودممكن است به هرچيزي چنگ زنند 

 

تا بتوانند خود را بالا بكشند وگاهي ممكن است درانتخاب خود اشتباه نمايند وگرفتار عوامل بد شوند 

 

اگرجوانان بتوانند خلاء خود را با نيروهاي مثبت پر كنند ديگر از هيچ چيز نبايد ترسيد.

 

اومي گفت شركت دراين جلسات درمن نيروي ايمان واميد راطوري زنده كرده كه نميتوانم اين حالت 

 

راتوصيف كنم و بايد هر كس خودش بتواند آن را تجربه نمايد و اين چيزي نيست كه بتوان در قالب 

 

کلمات آن را وصف كرد. ولي مطمئن باشيد همان نيروي وصف ناپذير مي تواند انسان را از هر 

 

نا امیدی و دلهره ای نجات دهد .

 

لذا به همه دوستان سفارش مي شود در جلسات اين چنيني شركت كنند وبراي يك بارهم كه شده خود

 

رامورد آزمايش قرار دهند اميد است اينگونه جلسات راه نجاتي براي جوانان باشد.

+ نوشته شده در  87/03/06ساعت 12:44  توسط آرمان  | 

"هیچ کاری در جهان سخت تر از پدر خوب بودن نیست." ( آندره ما لرو)

 

 

من فقط نيازمند تاييد و توجه بودم! و همين نياز دليل اعتياد من شد ! حتما" مي پرسيد

 

چطور؟

 

من خانواده خوبي دارم فقط پدرم يك مشكل داشت و آن اين بود كه هيچ وقت هيچ يك

 

از كارهاي من را تاييد نمي كرد و از همه كارهاي من به نوعي ايراد مي گرفت و از

 

من مي خواست آن را بهتر انجام دهم . شايد مي خواست بدين ترتيب من هميشه در

 

تلاش باشم تا بهترين ها باشم . در حالي كه نمي دانست با همين نيت خير تيشه به ريشه

 

من مي زند.من هميشه در آرزوي آن بودم كه پدرم من را تاييد و تشويق كند. تا اين كه

 

در دوران تحصيل در دوره راهنمايي متوجه شدم دوستانم بيشتر به من توجه مي كنند

 

و كارهايم را مورد تاييد قرار مي دهند و خيلي از مواقع هم حتي از من تعريف مي

 

كردند و همين امر موجب شد كم كم گرايشم به سمت دوستانم بيشتر شود و حتي براي

 

جلب توجه بيشتر كارهايي را انجام مي دادم كه بزرگتر جلوه داده شوم.

 

توجه بيشتر به دوستان و دور شدن از خانواده در من روز به روز بيشتر رشد مي كرد

 

و همين علت و نداشتن تجربه و ذكاوت لازم براي يافتن دوستان خوب و از طرفي

 

جذابيت هاي كاذب دوستان ناباب باعث شد از مسير اصلي زندگي منحرف شوم . و

 

قصه تكراري اولين سيگار و اولين نشئگي و خماري را هم ديگر همه مي دانند.

 

و حالا يك معتاد بدبخت هستم و خانواده و پدرم با توجه به مشاوره هايي كه از

 

متخصصين گرفته اند متوجه خلاء دروني من شده اند و تازه شروع كرده اند به

 

اهميت دادن و توجه كردن به من ! و مي خواهند گذشته را جبران كنند ولي شايد ديگر

 

دير شده باشد و من نا اميد و خسته از همه در بدبختي خود اسيرم .

 

 

 

 

با تشكرازدوست عزيزي كه اين وبلاگ را قابل دانسته ودرددل خود رابراي ما نوشته اند

 

اميدوارم هرگزنااميد نشده وبا توكل به خدا وبا اراده اي قوي اشتباهات گذشته را

 

 جبران نمایند وازهيچ تلاشي براي بهبود خود دريغ نكنند.

+ نوشته شده در  87/01/24ساعت 12:25  توسط آرمان  | 

با تشکر از مهندس حسام مدیر وبلاگ www.mohandes-hesam.blogfa.com  نويسنده اين مقاله

 

مقدمه :

برخي موارد ممکن است به ظاهر جنبه ي چندان خاص و وجه ي يکساني داشته باشد ، ( لااقل به اسم ) ؛ ولي در کالبد و روح هر يک از ابزار ، پُست و مقام ، زندگي هاي رويائي و . . . اين واژه ي اعتياد کاربرد دارد که در بخش يا بخشهاي بعدي ، به وضوح به آنها اشاره خواهيم داشت. پس اعتياد در عين حاليکه ميتواند ساده باشد و هر فرد عادي درباره اش اظهار نظر کند ، ولي بر خلاف اين مورد بنده معتقدم در حين نياز به يک تخصص ، بايد به آرامي صحبت کرد و گام برداشت. اگر مردم ما ( کل مردم از هر قشري ) براي خود اين قانون را بگذارند که هر کس بايد پاسخگوي عمل و حرفش باشد و چنين قانوني اگر در کشور وجود داشت ، ديگر کسي بخود اجازه نمي داد که در امور تخصصي هر چه دل تتنگش ميخواهد بگويد . متأسفم . . .

»» اعتياد چيست :

يک نگاه ساده و سطحي که ميتواند برگرفته از بُعد تخصصي باشد ، چيزي که باعث شود يک فرد بطور مداوم و تکراري يک نياز و خواسته اي را طلب کند ، ميتواند يک تعريفي ساده از اعتياد باشد. به شما خواننده ي عزيز توصيه ميکنم اگر تصميم به خواندن صحيح و دريافت مطلب بطور مطلوب را داريد ادامه دهيد در غير اينصورت براي از بين نرفتن وقت شما پيشنهاد ميکنم ادامه ندهيد .

غالباً وقتي نام اعتياد برده ميشود ، همه ي ذهن ها به يک نقطه و نکته متمرکز ميشود و آن هم مواد مخدر است ، در حاليکه به عقيده ي بنده بايد عرض کنم چنين رويکرد و نگرشي صدرصد غلط است. چرا ؟

»» شاخه ها يا زير مجموعه هاي اعتياد يک فرد چيست :

ابتداي اين بخش توضيحي ست براي پاسخ به مورد بالا ( چرا ؟ ) . البته شک ندارم که شما بهتر از من ميدانيد ولي ، لااقل يک مرور اجمالي ميتوانيم بر اين موضوع داشته باشيم. همانگونه که پيشتر گفتيم ، هر چيز که آدمي را بخود وابسته و او را تسخير نمايد ميتواند يک تعريفي مختصر و مفيد از اعتياد باشد. لذا از آنجائيکه بخش بعدي را يک بخش کليدي ميدانم لذا بصورت اشاره عوامل و عناوين اعتيادها را فهرست وار ميگويم سپس به خودِ موضوع مواد مخدر در بخش بعدي خواهيم پرداخت .

آيا واقعاً براي اين مورد ، با عينک انصاف نگاه کرده ايم ؟ موارديکه بارِ اعتيادي در خود دارند و اغلب برخي مردم به اهميت خودپردازي توجهي نميکنند. چه بساء افراديکه ديگران را ( بيماران مواد مخدر ) به شکل خاصي به آنها نگاه ميکنند ، همانا به بيماري اعتيادي دچار باشند که صدها برابر به مراتب از مواد مخدر بدتر باشد. خُب ، براي کوتاه کردن مطلب ، ميپردازيم به اعتيادهاي مختلفي که عبارتند از :

1- اعتياد به حسادت : ( بدتر از مواد مخدر ، که خود اين مورد يک مخدر کامل است )

2- اعتياد به خانم بازي و بالعکس:( بدون تعارف ، سانسور و مستند حرف ميزنم )

3- اعتياد به سکس : ( که مورد 2 و 3 را معتقدم سرعت ويرانگر کننده ي مغز و سيستم عصبي صدها برابر از مواد مخدر قدرت تخريب دارد ) .

4- اعتياد به خود بزرگ بيني : ( اين بيماري در طي 24 ساعت به همراه يک حرص و خودخوري که توأم است ، فشار فوق العاده بالائي روي سيستم اعصاب و موي رگهاي و نازک رگهاي مغز دارد ) .

5- اعتياد به مواد مخدر : ( مواد مخدر ، نوع آن مهم است _ کيفيت آن _ مقدار مصرفي فرد در روز داراي اهميت است ) .

اگر اين پنج مورد دقيق بررسي و تحقيق کنيد ، متوجه خواهيد شد که واقعاً اينگونه اعتيادها ( 4 مورد اول ) بسيار مخرب تر از مورد 5 است. البته اين به اين معني نيست که پس مواد مخدر خوب است ؛ خير ، بلکه ما از روي ميزان صدمات موارد مثال زده ميگوئيم . البته پيرامون مطالب بالا ، بايد به يک نکته دقت داشت ، در آن 4 مورد که هم در فهرست بيماريها و هم در فهرست اعتيادهاست توجه داشته باشيد که متأسفانه آن 4 مورد اول ( 1 تا 4 ) هيچگونه درماني نداشته و ندارند و احتمال زيادِ اينکه در آخر تنها درمانشان را سقوط در مورد 5 بدانند. در حاليکه براي ترک مواد مخدر پس تکيه به عناصري که خواهيم گفت ، فرد ميتواند براحتي از اين بيماري رهائي يابد .

پس خود را باور کنيد / امام علي ( ع ) ميفرمايند : فنا شد آنکه خود را نشناخت .

»» براي رهائي از دام مواد مخدر چه بايد بکنيم :

اعتياد به مواد مخدر ، همانطور که براي همه عيان است انواع مختلف دارد _ مصرف مختلف دارد _ کيفيتهاي مختلف دارد و ...

روي سخنم با عزيزانيست که با اين بيماري دست به گريبان هستند . اکنون با انواع ، کيفيت و مقدار مصرف و ... ديگر کاري نداريم ، بشکل کلي آن را در نظر گرفته و اشاراتي مي نمائيم. يقيناً يک فرد بيمار ، غالباً با اين موارد روبروست ، کِسرت مالي ( کمبود پول ) موقعيت مکاني ، نگراني از افزايش قيمت آن ، ترور شخصيتي و ...

»» توصيه ي جدي :

دوستان ، اگر به هر شکلي شما در محدوده ي هر يک از انواع مواد مخدر هستيد ، واقع بين باشيد ، فريب نخوريد ، خود را فريب ندهيد. الاايحال ، همانطور که گفتم به هر صورتيکه با اين افيون سروکار داريد ، ((( يا بصورت تفريحي – يا بصورت مداوم و ... ))) يک نکته را با جان و دل در نظر داشته باشيد .

هيچ زمان ، هيچ زمان ، هيچ زمان و هزاران مرتبه ي ديگر ، مواد مخدر را به چشم کوچکي و حقارت و تکبر نگاه نکنيد. زمانيکه شما بگوئيد (( بابا اينا همش حرفه )) دقيقاً همان لحظه ايست که اين ديو شما را بخود کشانده است. حشيش _ ترياک _ هروئين _ قرصهاي مختلف _ شيشه _ کراک و بسياري ديگر از دسته ي مواد مخدرند که من تک تک ، يک تعريف مختصري ميکنم و سپس کلي ميگويم.

1-  حشيش : شکل توليدش به گونه ايست که بايد مالش زياد داده شود ، و بسيار موارد شده که آنرا بصورت تخته اي در کفش قرار ميدهند و حرکت ميکنند که اين خودش يکي از راههاي مالش و وَرز دادن است. اين مواد بطور مستقيم به مغز رفته و به بخش حافظه ي مغز وارد شده و شروع به از کار انداختن سلولهاي آن بخش ميکند .

2-  ترياک : اين مورد نيز مانند حشيش ، نيازمند مالش هاي بسيار و ورز دادن است. ترياک تنها مواديست که براحتي و بر خلاف کراک ، بدون نياز به آزمايشگاه و شرايط خاص ، ميتوان چيزهاي ديگري به آن اضافه کرد. از جمله : 1- پودر موز ( اغلب براي اصطلاحاً پوف کردن ) 2- لخطه خون گاو ( از آنجائيکه خون گاو نسبت به خون ديگر حيوانات زمان لخته شدن سياه تر ميشود ، به آن اضافه کرده براي سنگيني مواد ) 3- پفک ( که همان کارائي پودر موز را دارد و ارزانتر است ) 4- قرص ( قرصهاي خواب آور ، گيج کننده که غالباً در مصرف اين مواد ميتوان گفت در برخي موارد سردرد نمايان ميشود ) و ...

3-    هروئين : ( اين گرد را اغلب با آرد تلفبق ميکنند که همان سنگين تر شدن را نشان دهد )

4-  قرصهاي مختلف : يکي از قرصهاي مخرب که متأسفانه برخي جوانان براي دستيابي به شادي از آنها استفاده ميکنند " اکس " است. که قدرت تخريب نه تنها به بافتهاي مغزي و عصبي ، حتي به فيزيک و پوست نيز تأثير زيادي دارد .

5-  شيشه : اين مواد بر گرفته شده از هروئين است که مواد ديگري بدان اضافه کرده و اصطلاحاً نام شيشه را ميگيرد. شايد تنها موادي باشد که به محض ورود ، ديگر درب خروجي نداشته و اگر دربي پيدا کنيد ، براي همه OPEN نيست .

6-  کراک : اين مواد موجود در خصوصاً ايران ، امکان تهيه ي کراک اصل وجود ندارد بلکه همه ي آنها را در لابراتوارهاي داخلي ميسازند که تمام مواد تشکيل دهنده ي آن شيميائي هستند. اصل کراک در کلمبيا و يک کشور آفريقائي ديگر است که اکنون حضور ذهن ندارم .

»» چگونه به مواد مخدر بنگريم :

مواد افيوني را به چشم حقارت نگاه نکنيد. او را يک هيولائي در نظر بگيريد که در برخي موارد بنا به مصلحتي و در مواقع خاص نقاب به صورت ميزند. واقعاً اينرا جدي بگيريد که مواد مخدر از هر نوع که باشد ، يک ديو قدرتمند است. اگر دقت کنيد متوجه خواهيد شد که با شما به راحتي حرف ميزند. چگونه ؟ شما کنار خانواده نشسته ايد ، و همه ي اعضاي خانواده حضور دارند ، ولي در زمان خودش که ميرسد به شما ميگويد : (( بلند شو بايد کارَت را انجام دهي )) و به شما ميگويد که بجاي خلوت برو .

در حاليکه وقتي به خانواده مينگريد مي بينيد که پدر و مادر يا اگر متأهليد ، همسرتان و بچه هايتان راحت سر جاي خود نشسته اند و مشغول ديدن يک فيلم هستند ، در حاليکه خودت هم دوست داري که در جمع باشي و آن فيلم را ببيني ، ولي آن ديو نميگذارد و شما را به جائي که خودش ميخواهد هدايت ميکند .

اگر شما در شرايطي هستيد که چندي پيش براي اولين يا چهارمين بار از مثلاً ترياک استفاده ميکنيد ، تا آلوده نشدي خود را کنار بکش. اگر فکر کني که مثلاً من در اين يک ماه 4 مرتبه کشيدم ، پس اگر قرار بود معتاد بشم تا حالا شده بودم و حرفهائي از اين قبيل ، از آنطرف متوجه نيستيد که با شنيدن اين حرف ، ديو خفته از خواب بيدار شده   ( کسيکه مدتها منتظر بود تا چنين حرفي را بشنود ) و شما را در کام خود ميکشد.

پاسخ مرا شما بدهيد : اگر يک چيزيست که نام افيون بر خود ندارد ، و مانند نوشيدن يک فنجان چاي که همه دوست دارند ميباشد ، پس چرا شما را به مکان خاص خود ميکشاند ؟

»» نوع ديدگاه در ترک مواد مخدر :

نوع ديدگاهها و دلايل مختلفي براي ترک و جدا شدن از مواد مخدر وجود دارد که ممکن است دليل و هدفي براي ترک باشد ولي از پايه و اساس ويران است. يعني اينکه اگر توسط دلايل زير قصد ترک داريد بايد عرض کنم که صددرصد اشتباه ميکنيد ، چون با اين دلايل شما ترک نکرديد بلکه ( مدتي را روزه گرفتيد ). اين دلايل سست عباتند از :

1-  ترک مواد مخدر { بدليل فشار اقتصادي } : اين انگيزه پذيرفته نيست و يکي از همان اهداف سست است. چرا ؟ بدليل اينکه به محض مساعد شدن وضعيت مالي و تغيير در اقتصاد خانواده و فردي ، شخص پس از مدتي که روزه بوده حال آغاز ميکند.

2-  ترک مواد مخدر { بدليل فراهم نبودن مکان مناسب } : اين نيز يکي ديگر از دلايل سست و بي پايه و اساس است. مانند مورد يک ، فرد روزه گير به محض فراهم شدن يک موقعيت مناسب ، مجدداً به مواد روي مي آورد .

3-  ترک مواد مخدر { به دليل فشارهاي همسر بر وي } : اين مورد هم وقتي فرد ترک کند ، در کُنج ذهنش شروع مجدد را در سر دارد به همين دليل شروع ميکند بستر سازي و صحبت با همسرش براي فراهم يک محيطي که از اين به بعد وي در آن راحت باشد. الفاظ بسياري وجود دارد که خود شما ميدانيد و من اگر بخواهم به اين نوع موارد نيز اشاره کنم ، ديگر مقاله نيست سناريو ميشود .

»» نوع ديگري از ديدگاه در ترک مواد مخدر :

در بخش پاياني ، ميخواهم انگيزه ي اصلي و هدف آرماني را شرح دهم که تشکيل شده از 4 عنصر ، که اين 4 عنصر بايد تمام و کمال کامل باشد تا بگوئيم انگيزه و هدف مشخص شده و آنهم از نوع مستحکم  و نفوذ ناپذير. {{{ البته فرد بايد با خود صداقت داشته باشد }}} اين 4  عنصر عبارتند از :

1-    صداقت داشتن با خود و خود را قانع کردن نه توجيه کردن .

2-    رسيدن به نقطه اي که فرد به يقين رسيده باشد که اگر قرار بود سودي نصيبم ميشد ، در اين مدت شده بود .

3-    ترور شخصيتي . فرد به اين باور رسيده باشد و عقلاني تصميم بگيرد نه از روي احساس .

4-  بيرون کردن يک غريبه که مدتهاست در بطن خانواده نفوذ کرده است ، و بخواهد او را از محيط عاشقانه ي خانواده ي خود بيرون کند .

اگر اين 4 اصل را با يکديگر حل کنيم ، به يک هدفي دست پيدا ميکنيم که مانند فولاد هيچ چيز در آن نفوذ نميکند.

دوستان من ، محکم باشيد و زود به هر کسي اعتماد نکنيد. خصوصاً جوانان و نوجوانان را بايد متوجه کرد هيچکس حق ندارد خود را کنار بکشد و مثلاً بگويد : به من ربطي نداره مگه بچه ي منهِ ؟ و اصطلاحاتي از اين نوع. در پايان ، اگر هر يک از دوستان بخواهند با من ارتباط برقرار کنند ، هيچ وقت فکر نکنيد که فلاني با ما فرق دارد. من هيچ فرقي با کسی و اينگونه افراد (( بيماران )) ندارم همه ي ما انسانيم و هر کدام ممکن است در راه زندگي خود يکجا اشتباه کنيم. مهم اين است که از اشتباه خود درس گرفته و خود را رها کنيم. حتماً با من صحبت کنيد براي شما وقت دارم .

پاينده باشيد

+ نوشته شده در  86/12/19ساعت 0:14  توسط آرمان  | 

 

 با تشكر از دوست محترم ن- ا كه مطلب زير را ارسال نموده اند:

 

آيا تا به حال گذرتون به پليس راههاي بين جاده ها افتاده؟ مسلما" همه مردم كم و بيش مجبور به سفر مي شوند ولي اميدوارم از اين به بعد وقتي به پليس راه رسيديد فقط كمي با دقت مسائل را زير نظر بگيريد!

راننده هاي ماشين هاي سنگين مثل كاميون ، تريلي و اتوبوس مجبورند براي زدن ساعت در دفترچه مخصوصشان در پليس راه توقف كنند . و من به عنوان يك فرد معمولي در جامعه وقتي نظاره گر هستم متوجه مي شوم درصد زيادي از اين راننده ها معتاد مي باشند البته اين دسته از راننده هايي كه مي گويم داراي قيافه اي به قول امروزي ها تابلو هستند كه فقط از روي قيافه مي توان پي برد اهل مواد مي باشند! و البته تعجب من در اين است چطور پليس مملكت كه بايد قاعدتا" از هوش سرشار بهره مند باشد نمي تواند اين موضوع را تشخيص دهد!؟!؟

آن هم در موردي كه راننده ها در جاده ها با جان و مال ديگران در ارتباطند و مي توانند خطر ساز باشند. موارد بسياري ديده شده كه تصادفات صورت گرفته توسط همين قشر معتاد به وقوع پيوسته و من خود يكي از قربانيان همين مسئله هستم زيرا پدرم در تصادف جاده اي توسط يك راننده بي احتياط و معتاد كه مقصر بود كشته شد و البته هيچ  چيزي نمي تواند اين فقدان را جبران نمايد.

حال مهمترين مسئله اين است كه برادر خود من معتاد مي باشد و راننده ماشين هاي سنگين است و مدتي نيز راننده اتوبوس بود . طبق قانون راننده ها براي تمديد دفترچه مخصوص شان بايد آزمايش مواد مخدر بدهند و در صورت سالم بودن قادرند دفترچه خود را تمديد نمايند. چندي پيش كه برادر من مي خواست دفترچه بگيرد شب همه اهل خانه متوجه شديم كه مواد مصرف نمود و مطمئن بوديم آزمايش نمي دهد ولي صبح آن شب رفت آزمايشگاهي در ميدان ونك و آزمايش داد و جالب توجه است كه جواب آزمايش سالم بودن ايشان را تاييد مي نمود و برادرم توانست دفترچه خود را تمديد كند. من شخصا با پليس ۱۱۰و ۱۹۷ تماس گرفتم و مشخصات كامل برادرم را ارائه نمودم و اظهار داشتم ايشان معتاد هستند و اتفاق افتاده شده را هم شرح دادم و خواستم دفترچه و گواهينامه برادرم را باطل كنند تا به اين ترتيب با جان مردم بي گناه در جاده ها بازي نشود. و آزمايشگاه متخلف را هم مورد سوال و بررسي قرار دهند و مانع تخلف اين آزمايشگاه شوند ولي متاسفانه هيچ اقدامي صورت نگرفت و كوچكترين پي گيري را انجام ندادند . و همين امر براي من سوال برانگيز شده ، چرا نظامي كه اين قدر ادعاي مبارزه با مواد مخدر را دارد به اين مسائل واضح و آشكار كاري ندارد و اقدامي نمي كند !؟ همين برادر من چندين مرتبه تصادف داشته كه منجر به خسارات مالي شده و در مواردي منجر به زخمي شدن خودش يا مسافران نيز گرديده است و البته نظير او بسيارند فقط بايد كمي چشمها را باز كرد!!؟؟

 

حال سوال من اين است :

 چرا در نهاد نيروي انتظامي مملكت ما چنين سهل انگاري هاي آشكاري صورت مي گيرد!؟

+ نوشته شده در  86/11/11ساعت 11:27  توسط آرمان  | 

 

نتايج يك تحقيق در زمينه مبارزه با اعتياد نشان مي‌دهد كه گوش دادن به آهنگ‌ها و موسيقي‌هاي  تند خطر بازگشت معتادان تحت درمان به اعتياد را افزايش مي‌دهد.

به گزارش ايرنا ، محمدرضا عبداله نژاد پژوهشگر اجتماعي با اشاره به نتايج پژوهش "كاربرد موسيقي در سلامت جسم و روان" در مجموعه فرهنگي شقايق يادآور شد :

موسيقي‌هاي تند و خشن كه اصطلاحا هارد راك  و هوي متال گفته مي‌شوند، خطر بازگشت معتادان درحال بهبودي به اعتياد راافزايش مي‌دهد.

وي افزود: براساس يافته‌هاي اين پژوهش ،بين نوع ماده مصرفي معتادان و نوع موسيقي كه گوش مي‌دهند، ارتباط معناداري وجود دارد.

عبداله نژاد خاطرنشان كرد: براساس نتايج اين تحقيق معتاداني كه مواد افيوني مصرف مي‌كنند معمولا تمايل به موسيقي‌هاي غمگين و آرام دارند اما معتاداني كه به مواد محرك اعتياد دارند، تمايل زيادي به شنيدن موسيقي‌هاي تند دارند.

اين پژوهشگر يادآور شد: موسيقي درماني نه تنها به عنوان يك ابزار توانبخشي مي‌تواند نقش بسزايي در درمان معتادان ايفا كند بلكه به واسطه پويايي، خلاقيت بي‌انتها، نشاط آور و غيرتهديد آميز بودن مورداستقبال سومصرف‌كنندگان نيز قرار مي‌گيرد.

عبداله نژاد افزود : موسيقي درماني يك روش موثر براي فايق آمدن بر مكانيسم‌هاي دفاعي از جمله دليل تراشي، كوچك‌سازي ، فريب كاري و انكار و دروغ گويي در افراد است از اين رو درمان جويان دراين روش درماني ،احساسات و افكار خود را به صورت آزادانه بيان مي‌كنند.

به گفته وي اكثر درمان‌جويان براين باورند كه مسايلي كه در جلسات موسيقي درمان گفته مي‌شود تاكنون درهيچ جلسه درماني يا غيردرماني از سوي آنان بيان نشده‌است.

عبداله‌نژاد خاطرنشان كرد: پژوهش‌ها نشان مي‌دهد بيان احساسات و افكار موجب تسهيل تغييرات در سوء مصرف‌كنندگان مواد مخدر و موسيقي موجب ترغيب معتادان به بيان احساساتشان مي‌شود بنابراين موسيقي مي‌تواند در درمان‌اعتياد موثر باشد

+ نوشته شده در  86/09/30ساعت 18:31  توسط آرمان  | 

عزیر من ........
از طرف من اختیار تام داری که بری به عالم و آدم بگی یکنفر را می شناسم که الآن 33 سال سن دارد و
 
با این خصوصیات معتاد بود :
 
۱-یازده سال تحصیلات دانشگاهی دارد در رشته های "ادبیات داستانی"
"ادبیات نمایشی" ، "ریاضیات کاربردی" و "مهندسی عمران"
2- استاد ریاضی دانشگاه آزاد اسلامشهر و تهران شمال ، از 1/7/79 تا 23/12/85
3- دبیر نمونه ریاضیات در مقطع دبیرستان و پیش دانشگاهی از 1/7/78 تا 1/11/85
4- مدیر عامل موسسه علمی کنکاش از 16/4/80 تا همین حالا
5- مدیر عامل سومين پایگاه ASP اینترنت كشور از 25/6/82 تا 3/9/85
6-مدير عامل موسسه كنكاش شاخه كامپيوتر از 1/8/82 تا همين حالا
7- رئيس انجمن نمايش از 15/7/74 تا 15/7/78 ( جوانترين رئيس انجمن نمايش كشور )
8- رئيس دايره ادبى هنرى اداره کل فرهنك و ارشاد اسلامى (...) از 28/8/75 تا
15/7/78
9- عضو شوراى مركزى هيئت موسس انجمن موسيقى از 15/7/76 تا 15/7/78
10- نفر اول نمايشنامه نويسى در اولين دوره جشنواره تاتر خيابانى از طرف مركز هنرهاى نمايشى 1/11/77
11- مدير بخش نظارت بر پايان نامه فارغ التحصيلان مدرسه هنر و ادبيات صدا و سيما از 15/1/78 تا 25/6/79
12- كارگردان و مدير مسول گروه تاتر آريا
13- مدیر کمیته های پنج گانه هنر فرهنگسرای اندیشه 25/1/78
14- عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی 25/8/78
15- مشاور فرماندار شهرهای (...) و (...) از 1/8/76 تا 15/7/78
16- دبیر شورای جوان استان (...) از 1/11/78 تا 31/3/79
17- عضو شورای مرکزی نمایندگان دانشجویان سراسر کشور در اولین دوره انتخابات نمایندگان دانشجوی دانشگاههای سراسری از 1/8/75 تا 31/4/77
18- عضو شورای نویسندگان هفته نامه گل آقا از اولین سال انتشار در هفده سالگی
19- عضو شورای نویسندگان ماهنامه گل آقا از اولین سال انتشار در هجده سالگی
20- معاون فرهنگی جهاد دانشگاهی دانشگاه (...) از 1/7/75 تا 15/7/76
و ...........
این آدم از ابتدای سال 80 معتاد به تریاک شد ( احتمالآ زیر پاش نشستند یا شاید هم که چشم خورد ! ) و از ابتدای همین سال 86 معتاد به کراک شد .
همین آدم تنها پس از یکماه از گذشت سال 86 مصرف روزانه اش بیش از پنج گرم کراک در روز شد . این حرف عین واقعیت است .
باز هم همین آدم به مدت سه سال بود که روزانه تا سی عدد قرص کنونازپام و لورازپام و آلپروزولام میخورد فقط برای اینکه توانسته باشد کمی بخوابد

××× در 4/6/86 یکروز به خودش گفت : امالوزابیلی سرشینا اخ تف!!! ×××
( هنوز کسی نمیداند که این آدم در آنروز به خودش چی گفت !! )
و از همان روز همه چیز تمام شد .......... به همین راحتی که میخوانید ..........
و از 4/6/86 تا همین حالا نه تنها دست به هیچ خلافی زده که حتی یکبار هم وسوسه اش را نداشته .

آن آدم میگوید همه کاره هر آدمی خودش است و بقیه همه اش زپلشک است !
آن آدم این گفته را اگر هم که نه برای کس دیگری لااقل برای خودش در عمل ثابت کرده .
امروز آن آدم از دار دنیا فقط یک عالمه موی سفید برایش مانده و کلی دندون خراب.
امروز آن آدم در حساب بانکی اش تنها دوازده هزار تومان پول مانده .
( جاری 0296251984 بانک تجارت شعبه کریمخان زند غربی ، مدیریت شعب مناطق آزاد تجاری کشور )
و همان آدم الان نشست و اینها را برای شماها نوشت .........
آن آدم خود منم ...............
علیرضا رضائی
و یک چیز دیگر هم برایم مانده ........
یک صفحه وبلاگ که به خواننده های خوبش که شما باشید افتخار دارد .........
http://alirezarezaee.blogfa.com
و قربون همه شما هم ميرم و هر كارى هم كه بتونم خالصا مخلصا براى همه ميكنم
 
برايتان آرزوي موفقيت و اراده اي قوي و مستدام دارم. (آرمان)

 
+ نوشته شده در  86/09/10ساعت 18:3  توسط آرمان  | 

 

با تشكر از خانم دنيا كه تجربه خود را در اختيار خوانندگان محترم قرار داده اند.

 

پدرم درزماني كه هنوزمن به دنيانيامده بودم به علت دردمفاصل كه خيلي ازآن رنج مي برد به تجويز

 

نادرست بعضي از افراد نادان به مصرف مواد مخدر پرداخت. به او گفته بودند ترياك دردت را كاهش

 

می دهدو مفيد است. پدرم به قصد درمان ازترياك استفاده نمود والبته پرواضح است كه نه تنها درد

 

مفاصلش درمان نشد بلكه به درد بي درمان اعتياد هم مبتلا گرديدودركنارآن زندگي آينده اش تباه شد.

 

بعد از تول